پرويز اذكائى
144
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
هخامنشى ( از حدود نيمهء سدهء 6 تا حدود نيمهء سدهء 4 ق . م . ) چون گويا آثارى علمى از آن دوران بر جاى نمانده ، با يك عبارت فاصلهء اين دو سده را چنين پيموده است كه از ذكر فرهنگ هخامنشى صرفنظر بايد كرد ؛ بايد از سير تكاملى آن در تاريخ هنر و حتّى تاريخ تربيت باستانى سخن گفته شود . . . ؛ مىتوان بدون ضرر و زيان از ذكر اين سلسله چشم پوشيد » « 1 » . مع هذا همو تحت تأثير واقعيّت اعراضناپذير ، در جاى ديگر ضمن شرح وقايع علمى سدهء ششم پيش از ميلاد - كه امپراتورى هخامنشى تشكيل شد و ملّتهاى بسيارى را بهم پيوست - چنين گفته است : « در مقايسه با سه سدهء گذشته ، عصر طالس و فيثاغورس دورهاى پرفعّاليّت بود . انسان احساس مىكند كه شاهد انفجار واقعى نيروى فكرى است ، و نه تنها در يك مكان كه در همه جاى جهان . در آنهمه كشورها كه تا اين حدّ از هم فاصله داشت ، ذهن انسان ظاهرا به حدّ بلوغ خويش ، به يك بلوغ نسبى نايل شد . از جمله در اثناى نيمهء دوم اين سده ، بابليان به رصدهاى نجومى از نوعى بسيار علمى پرداختند » « 2 » . در واقع به قول گيرشمن ، هخامنشيان محيطى مساعد براى توسعهء علم بوجود آوردند ، منجّمان بزرگى در ايالت ايرانى « بابل » ظهور نمودند ، كه ارصاد و مطالعات و نظريات دقيق ايشان همانا بنيان نگرههاى بطلميوس و بيرونى و كوپرنيك شد « 3 » . ليكن انديشههاى رياضى در نزد اقوام ايرانزمين ، چنانكه از علائم كتابت تصويرى بازيافته در لايههاى زيرين تپههاى باستانى شوش و سيلك و گيان برمىآيد ، از ديرباز وجود داشته است . نمونهء برجسته و پرآوازه همانا متون رياضى « شوش » است ( هزارهء سوم ق . م . ) كه هيئت باستانشناسى فرانسوى در ايران يافتهاند ، الواحى كه توضيح مسائل در آنها تنها جنبهء عملى ندارد ، بلكه واجد جنبهء علمى صرف هم هست . چنين نمايد كه حلكنندهء مسائل تصوّرى از « معادله » در ذهن داشته ، اينك روش مزبور به « طريقهء شوشى » مشهور باشد كه بعضا همبر با طريقهء رياضى اكدى است ؛ و تاكنون چند گزارش دربارهء آنها نوشته آمده ، كه در زبان فارسى يكى به خامهء شادروان دكتر
--> ( 1 ) . تاريخ علم ( ترجمهء استاد أحمد آرام ) ، ص 233 . ( 2 ) . مقدمّه بر تاريخ علم ( ترجمهء غلامحسين صدرى افشار ) ، ج 1 ، ص 113 و 114 . ( 3 ) . ايران از آغاز تا اسلام ( ترجمهء دكتر معين ) ، ص 197 .